هدف از وضع و رویکردهای ارزیابی حقوق دولتی
1395/12/19 

هدف از وضع و رویکردهای ارزیابی حقوق دولتی

با وجود اینکه ساختار و نرخ حقوق دولتی در نقاط مختلف جهان متفاوت است، اما دلیل وضع آن یعنی پرداخت به مالک منابع معدنی در ازای حق برداشت ماده معدنی از زمین، کمابیش در همه جا یکسان است. حقوق دولتی، به عنوان ابزاری برای جبران خسارت، پرداخت برای مجوزی است که اولاً به شرکت معدنی حق دسترسی به مواد معدنی را اعطا کرده و دوماً اجازه توسعه ذخیره به نفع خود را صادر می­کند (کاوود، 2004). در مقابل، در برخی جوامع دارای قانون مدنی، پایه قانونی برای پرداخت حقوق دولتی به دولت، پرداخت برای به دست آوردن حق مداوم معدنکاری، بدون مالکیت واقعی یا ضمنی ماده معدنی توسط دولت است.

با توسعه یافتن تعریف قانونی حق مالکیت ماده معدنی به موازات حق تصدی اختصاصی برای توسعه دهندگان مواد معدنی تحت قانون مواد معدنی، سیر تکاملی ابزارهای حقوق دولتی با گذشت زمان پیچیده تر شده است. قانون مالکیت که از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است، مالک حقوق ماده معدنی را تعیین می کند. بر این اساس، مالک ممکن است گروهی از مردم باشند که مالکیت اشتراکی آنها از قوانین عرفی باستانی نشأت می گیرد؛ یا در کشورهایی که ردپایی از قانون مدنی وجود دارد، یک شخص باشد؛ همچنین مالک ممکن است یک دولت باشد که حاکمیت بر منابع معدنی موجود در سرزمین خود را بر حسب قوانین بین المللی اعمال می کند. تاثیر وجود حاکمیت ملی بر منابع و ذخایر طبیعی نباید ناچیز پنداشته شود. با شروع اعمال کنترل دولت ها بر ذخایر معدنی، حقوق دولتی (بهره مالکانه) تعریف شد که با گذشت زمان به سیاست مالی عمومی راه پیدا کرد.

یک چشم انداز جایگزین این عقیده است که “حق امتیاز یک ماده معدنی نمادی از تمایل برای پرداخت به منظور کاهش ریسک است” (اتو و کوردس، 2002). از آنجایی­که ساختار و نرخ حق امتیاز، معرف برآیند ریسک های تقبل شده توسط سرمایه گذار و در طرف دیگر مالک می باشد، در نظر گرفتن مفهوم ریسک برای مالک و بهره بردار معدن مهم است. به تازگی، مفهوم حاکمیت ملی بر ذخایر طبیعی، در کنار فهم رو به رشد از توسعه پایدار در بخش معدن، باعث شده تا به حق امتیاز ماده معدنی به عنوان ابزار تغییر اقتصادی اجتماعی نگریسته شود. این مساله، برخی از کشورها را به تاسیس صندوق های توسعه معدنی، انتقال بخشی از حق امتیاز به سطوح پایین تر دولت، یا اجبار پرداخت بهره مالکانه بالاتر برای دارندگان حق توسعه ماده معدنی در هنگام ایجاد ارزش افزوده در کشورهای خارجی، برانگیخته است. در کل، جمع آوری بهره مالکانه مواد معدنی برای دولت ها یک ابزار سیاست مالی نسبتاً انعطاف پذیر را فراهم می کند. پرداخت بهره مالکانه این قابلیت را دارد که در مقایسه با عواید عمومی جمع آوری شده تحت عنوان مالیات بر درآمد، به آسانی به سطوح پایین تر دولت یا ذی­ نفعان تاثیرپذیر توزیع شود.

رویکردهای کلی برای ارزیابی حقوق دولتی

یک تصمیم کلیدی در هنگام طراحی سیستم حقوق دولتی، تعیین میزان تمایز قایل شدن این سیستم برای مواد معدنی مختلف است. از نظر تاریخی، بسیاری از دولت ها از نوعی سیستم برای ارزیابی حقوق دولتی استفاده می کردند که هر نوع ماده معدنی تولید شده به صورت منحصر به فرد مورد ارزیابی قرار می گرفت. مزیت استفاده از ارزیابی منحصر به فرد برای هر کدام از مواد معدنی این است که این قابلیت را دارد که با توجه به شرایط بازاریابی، ویژگی های فیزیکی و سودآوری نسبی آن ماده معدنی خاص سفارشی شود. با این وجود، به کارگیری این سیستم ها برای محصولاتی که حاوی چند نوع ماده معدنی هستند (مانند یک کنسانتره که حاوی چند نوع فلز است) دشوار به نظر می رسد. به علاوه، یک روش ارزیابی تفصیلی با روی کار آمدن تکنولوژی های جدید یا آغاز بهره برداری از انواع متنوع ذخایر ممکن است به سرعت منسوخ شود. بعضی از قوانین موضوعه، نرخ های حقوق دولتی را مقید به یک قیمت ثابت تعیین شده در قانون می کنند؛ متاسفانه، در زمان تغییر قیمت در بازار، این روش به صورت اجتناب ناپذیری با شکست مواجه می شود یا به اصلاحیه نیاز خواهد داشت. برخی از کشورها که از قیمت های مرجع دولتی استفاده می کنند به صورت دوره ای یک صورت از قیمت ها را منتشر می کنند. اگر منابع اداری کافی باشند، این رویکرد می تواند برای به روز نگه داشتن قیمت های مرجع دولتی یک راه موثر باشد.

کاربرد روش های ارزیابی که برای هر نوع ماده معدنی منحصر به فرد سفارشی می شوند در کشورهای با تعداد معادن زیاد و اداره مالیات بالیده و توانمند (مانند استرالیا و ایالات متحده آمریکا) رو به افزایش است. یکی از مزایای روشن سیستم های حقوق دولتی بر اساس سودآوری یا درآمد این است که بدون نیاز به تمایز قایل شدن بین نوع ماده معدنی تولید شده، می توانند برای هر نوع ماده معدنی و مقیاس عملیات استخراج به کار گرفته شوند. به دلیل اینکه این سیستم ها به سادگی بر اساس درآمد و هزینه ها هستند، روش های محاسبه می تواند برای تمام انواع معادن با هر اندازه ای یکسان باشد.

با وجود اینکه بسیاری از کشورها رویکرد خود را از تعیین حقوق دولتی منحصر به فرد برای تمام انواع مواد معدنی تغییر داده اند، با این حال در بعضی حوزه های قضایی هنوز مورد استفاده است. حوزه های قضایی مطلع که اکنون از این رویکرد استفاده می کنند از تعیین محتوای ماده معدنی و ارزش پولی معین اجتناب می کنند.

بر خلاف سیستم هایی که با هر نوع ماده معدنی به صورت منحصر به فرد برخورد می کنند، روند در قوانین حقوق دولتی که در طول چند دهه اخیر مطرح شده اند، به جز حوزه های قضایی با تعداد معادن زیاد و اداره مالیات بالیده، به سمت یک رویکرد هماهنگ تر، با یک سیستم همسان قابل اعمال برای تمام مواد معدنی یا روش های ارزیابی که برای یک دسته یا گروه از مواد معدنی یکسان هستند، می باشد.

در کشورهایی که روش کار در آنها، تعیین یک حقوق دولتی برای تک تک معادن است، احتمالاً با توجه به مذاکرات انجام شده در توافقات، سیستم حقوق دولتی می تواند برای تناسب با ویژگی های منحصر به فرد ذخیره استخراج شده، سفارشی شود. به دلیل اینکه بیشتر سرمایه گذاران تمایل به سرمایه گذاری در کشورهای بدون تبعیض مالیاتی دارند، استفاده از این رویکرد هر چه بیشتر مهجور شده است.

انواع حقوق دولتی، تعاریف و ویژگی های آن

حقوق دولتی چیست؟ این سوال پیچیده تر از آن است که بتوان با یک بررسی سریع به آن پاسخ داد. دولت ها در هنگام وضع مالیات بسیار خلاق می شوند و بعضی از روش های مالیاتی به آسانی قابل دسته بندی نیستند. چنین دسته بندی هایی به دیدگاه افراد بستگی داشته و برداشت یک حسابدار از حقوق دولتی ممکن است متفاوت از یک سیاستمدار یا یک اقتصاددان باشد. در این مطالعه، یک تفسیر کامل از عبارت حقوق دولتی برای نشان دادن طیف گسترده ای از مکانیزم های جمع آوری مالیات که ممکن است توسط گروه های مختلف حقوق دولتی در نظر گرفته شود، به کار رفته است. معیارهای استفاده شده در این مطالعه برای دسته بندی یک نوع مالیات خاص تحت عنوان حقوق دولتی، بدون شک ذهنی است؛ به این منظور تعریف زیر به کار گرفته شده است.

حقوق دولتی هر نوع مالیاتی را که نشان دهنده یک یا چند ویژگی زیر باشد در بر می گیرد:

  • قانون، آن نوع مالیات را حقوق دولتی بداند.
  • هدف از وضع این مالیات، پرداخت به مالک مواد معدنی به عنوان جبران خسارت برای انتقال مالکیت آن ماده معدنی به پرداخت کننده مالیات یا حق فروش آن ماده معدنی باشد.
  • هدف از این نوع مالیات، اعطای حق استخراج به تولید کننده ماده معدنی است.
  • این نوع مالیات فقط مخصوص معدن بوده و به سایر صنایع اعمال نمی شود.

حقوق دولتی بر اساس واحد

قدیمی ترین نوع ارزیابی حقوق دولتی بر اساس وضع مالیات بر واحد حجم یا وزن است و به نام حقوق دولتی بر اساس واحد یا معیّن شناخته می شود (نام دوم بیشتر در استرالیا کاربرد دارد). برای مثال، حقوق دولتی ممکن است به صورت 5 دلار بر متر مکعب یا 5/2 دلار بر هر تن محاسبه شود. با وجود اینکه حقوق دولتی بر حسب واحد حجم در بعضی کشورها عمدتاً برای کانی های صنعتی و نفت خام متداول بوده، در بیشتر موارد با حقوق دولتی بر اساس واحد وزن که نظارت و ارزیابی آن ساده تر می باشد، جایگزین شده است. حقوق دولتی بر اساس واحد اغلب برای مواد معدنی کم و بیش همگن مانند کانی های صنعتی (شن و ماسه، قلوه سنگ، سنگ آهک، سنگ ساختمانی) یا مواد معدنی که به صورت فلّه به فروش می روند (زغالسنگ، سنگ آهن، نمک، فسفات، پتاس، سولفور) به کار گرفته می شود. متداول ترین نوع حقوق دولتی بر اساس واحد به کمک اندازه گیری وزن یا حجم در خروجی معدن، قبل از انجام هرگونه عملیات فرآوری صورت می گیرد. با این وجود، این مفهوم می تواند در هر مرحله از فرآیند آماده سازی ماده معدنی به کار گرفته شود.

حقوق دولتی بر اساس واحد، به دلیل عدم استفاده از پارامترهای اختلاف برانگیز در محاسبات (مانند قیمت، ارزش و هزینه ها)، در مقایسه با اکثر روش های ارزیابی دیگر، سرراست تر است. با این وجود، این روش نیز مشکلات خاص خود را دارد. برای مثال، اندازه‌گیری­ بر اساس وزن می تواند بر اساس مرحله ای از فرآوری که ماده معدنی متحمل شده (مانند آبگیری از زغال) متفاوت باشد. برای کانی های فلزی که به صورت کانسنگ یا کنسانتره فروخته می شوند، وزن می تواند بر اساس وزن کانسنگ یا کنسانتره، وزن محتوای فلزی کانسنگ یا کنسانتره یا وزن فلز بازیابی شده محاسبه شود.

حقوق دولتی بر اساس واحد در محصولات معدنی غیر همگن، به آسانی قابل استفاده نیست. برای مثال، یک کنسانتره تیپیک مس از یک کانسار سولفیدی توده ای ممکن است حاوی مس قابل فروش و نیز روی، سرب، طلا و پلاتین باشد؛ که هر کدام دارای ارزش ذاتی مختلفی است. حقوق دولتی بر اساس واحد بر مبنای محتوای مس به تنهایی نمی تواند ارزش بالقوه محصولات جانبی یا فرعی را مشخص کند.

حقوق دولتی بر اساس واحد برای ایجاد تمایز بین مقیاس عملیات مناسب است و معمولاً یک اشل پلکانی اتخاذ می شود. عملیات­ کوچک مقیاس که در مقایسه با عملیات بزرگتر تمایل کمتری به بهره وری دارند، ممکن است نسبت به عملیات های بزرگ با نرخ کمتری ارزیابی شوند. این تمایز تصدیق می کند که عملیات های کوچک، خصوصاً معادنی که به صورت خانوادگی یا تعاونی در بخش کانی های صنعتی فعال هستند، اشتغال و تقاضای قابل توجهی ایجاد می کنند که ممکن است عملیات های بزرگ علاقه ای به آن نداشته باشند. در واقع، حقوق دولتی بر اساس واحد و اشل پلکانی تایید می کند که حقوق دولتی خیلی بالا ممکن است باعث بازداشتن پروژه های کوچک و از نظر اقتصادی بحرانی از توسعه شود و حقوق دولتی بسیار پایین نیز می تواند منجر به عدم جبران خسارت مالک ذخیره ای که با سود بالا در حال استخراج است، گردد.

حقوق دولتی بر اساس ارزش

متداول ترین روش ارزیابی حقوق دولتی توسط کشور­ها، محاسبه از طریق ضرب نرخ حقوق دولتی در ارزش ماده معدنی است. گاهی اوقات به چنین نوعی از حقوق دولتی، “به نسبت قیمت” اطلاق می شود که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است. نرخ حقوق دولتی ممکن است در تمام فروش های آن ماده معدنی یکسان باشد یا با توجه به اشل پلکانی و بر اساس حجم یا ارزش تجمعی ماده فروخته شده تغییر کند. تعیین ارزش از طریق روش های گوناگونی امکان پذیر می باشد، که رایج ترین آن تعیین ارزش ماده معدنی در شرایط زیر است:

  • ماده معدنی موجود در کانسنگ در دهانه معدن
  • ماده معدنی موجود در محصول اولیه فروش رفته (مانند کنسانتره)
  • ماده معدنی قابل بازیابی
  • تعیین شده توسط درآمد ناخالص حاصل از فروش
  • تعیین شده توسط درآمد ناخالص حاصل از فروش منهای هزینه های قطعی قابل قبول مانند جابجایی، حمل و نقل، بیمه.
  • منعکس شده در عواید ناخالص (تعدیل شده برای هزینه های ذوب و تصفیه)

حقوق دولتی بر اساس ارزش، همانند حقوق دولتی بر اساس واحد، صرفنظر از سودآوری معدن قابل پرداخت است. با این وجود، بر خلاف حقوق دولتی بر اساس واحد، این نوع از حقوق دولتی از تغییرات قیمت کالا تبعیت می کند. در نتیجه، در زمان افزایش قیمت ها در مقایسه با دوره کاهش آن، دولت از عایدی بالاتری برخوردار خواهد بود.

اغلب محاسبه حقوق دولتی بر اساس ارزش، به راحتی انجام نمی پذیرد. درجه پیچیدگی محاسبه، تا حد زیادی به چگونگی تعریف ارزش بستگی خواهد داشت. اگر ارزش به سادگی، به صورت درآمد حاصل از فروش تعریف شود (ارزش ناخالص، ارزش فاکتور، ارزش ثبت شده در صورتحساب)، محاسبه به سادگی صورت می پذیرد. با این وجود، بعضی از دولت ها از این بابت که ارزش حاصل از فروش ممکن است کمتر از ارزش بازاری باشد، نگران هستند. این ظنّ ممکن است از تجربه شرایط اجتناب از پرداخت مالیات در قیمت گذاری داخلی، فروش با قیمت های بسیار پایین به شرکت های وابسته که به صورت عمودی ادغام شده اند، تخمین ناچیز با توجه به قراردادهای سلف، قراردادهای طولانی مدت فروش با قیمت های خارج از توافق بازار و غیره ناشی شده باشد. شرکت ها ممکن است استدلال کنند که به دلیل محاسبه بعضی از هزینه های خاص (مانند حمل و نقل، بیمه و ارسال تا نقطه صادرات) در ارزش بازاری، ارزش صورت حساب منعکس کننده ارزش بازاری نیست. در پاسخ، بعضی کشورها به سیستم های پیچیده تر بر مبنای ارزش فرضی بازار رو آورده اند. دولت ها ارزش بازاری را به چندین روش تعیین می کنند. برای مثال، ارزش ممکن است ابتدا با تعیین مقدار فیزیکی ماده معدنی موجود در محصول و سپس استفاده از یک قیمت مرجع برای آن مقدار، محاسبه شود. قیمت های مرجع، مانند قیمت پیشنهادی بورس فلزات لندن برای مس کاتد، برای بعضی (و نه تمام) مواد معدنی در دسترس است. یک مشکل ذاتی در سیستم­ قیمت های مرجع این است که اغلب چیزی که به فروش می رسد (مانند کنسانتره) مشابه با محصول مرجع (در اینجا کاتد) نیست.

این مساله زمانی پیچیده تر می شود که با کم شدن بعضی از هزینه های خاص، که معمولاً به طور مستقیم ربطی به استخراج یا فرآوری ماده معدنی ندارند، ارزش تعدیل می شود. معمول ترین تعدیل، کم کردن تمام هزینه های وارده از محل معدن تا محل فروش مانند حمل و نقل و بیمه می باشد. یک ارزش مرسوم دیگر مجموع عواید، منهای هزینه های تولید است؛ که در آن، بخش مشمول مالیات از طریق حذف هزینه ها و جریمه های ذوب و تصفیه از درآمد تولید کننده محاسبه می شود.

حقوق دولتی بر اساس سود و درآمد

بیشتر سرمایه گذاران، طرفدار سیستم مالیاتی بر اساس توانایی پرداخت هستند؛ به این معنی که سودآوری یا درآمد تعدیل شده، مبنای سنجش و محاسبه حقوق دولتی قرار گیرد. حقوق دولتی بر اساس سود و درآمد، سودآوری نسبی یک عملیات را به حساب نمی آورد؛ چون این شاخص ها به سادگی به کمیّت مواد معدنی تولید شده یا تا حدی به ارزش ماده معدنی تولید شده یا فروش رفته توجه می کنند. حقوق دولتی بر اساس ارزش در خالص ترین شکل خود تنها به ارزش نگاه می کند، در حالی­که روش های تعدیل شده ارزیابی قیمت تا حدی پاسخگوی بعضی از هزینه های غیر تولیدی نیز هستند. جدای از روش های بر اساس واحد و بر اساس ارزش، طیف وسیعی از روش ها وجود دارند که تا حدودی دسته های وسیعتری از هزینه ها (شامل هزینه های تولید و سرمایه گذاری) را از محاسبات حقوق دولتی کسر می کنند. بعضی از کشورها به طور کامل از ارزیابی حقوق دولتی روگردان شده اند و به جای آن تنها بر مالیات بر درآمد عمومی تکیه دارند (برای مثال، گرینلند، مکزیک، سوئد و زیمباوه که حقوق دولتی وضع نمی کنند).

بعضی از کشورها در ارزیابی حقوق دولتی، مفهوم وضع مالیات بر اساس توانایی پرداخت را گنجانده اند. روش ها در عین متفاوت بودن بر این مفهوم استوارند که ارزش ماده معدنی تولید شده و هزینه های خاص مجاز (مانند هزینه های سرمایه گذاری، هزینه های تولید، هزینه های بازاریابی و فروش، هزینه های حمل و نقل و بیمه) باید به حساب آورده شوند.  

در عمل،‌ ارزیابی و حسابرسی حقوق دولتی بر اساس مفهوم اجاره منابع بسیار چالش­ برانگیز است و امروزه دولت های معدودی به آن مبادرت می کنند. با این وجود، سیستم های حقوق دولتی ساده تر بر اساس سود یا درآمد قبول کرده اند که عواید ناشی از فروش منهای هزینه های مجاز را در محاسبات به حساب آورده، اما بازگشت سرمایه را نادیده بگیرند. حقوق دولتی بر اساس سود با نام های متفاوتی مانند حقوق دولتی سود خالص، حقوق دولتی بهره خالص، حقوق دولتی عایدات خالص،‌ مالیات معدنکاری‌ و مانند اینها شناخته می شوند. مشکلات ذاتی نهفته در هر نوع سیستم که نیازمند به حساب آوردن توام فروش یا عایدات و هزینه ها است در کتاب هریس که به تفصیل مسایل حقوق دولتی در بخش خصوصی می پردازد،‌ توضیح داده شده است.

در توافق بین گروه های مختلف بخش خصوصی، نرخ حقوق دولتی اعمال شده به سود خالص، معمولاً بالاتر از نرخ­ قراردادهایی که در آن ارزش ناخالص فروش به عنوان پایه مورد استفاده قرار می گیرد می باشد. همین مساله برای نرخ های تعیین شده توسط دولت ها نیز صادق است. برای مثال، بسیاری از دولت ها که حقوق دولتی بر اساس ارزش را بر مس اعمال می کنند، معمولاً نرخی بین 1 تا 4 درصد (بر ارزش) را در نظر می گیرند، در حالیکه بیشتر سیستم های بر اساس سود، حقوق دولتی را با نرخ بیشتر از 5 درصد (بر سود) ارزیابی می کنند.

بیشتر دولت های ارزیابی کننده حقوق دولتی، ریسک گریز بوده و سیستم های ساده بر اساس واحد یا ارزش را ترجیح می دهند؛ با این وجود، تعداد رو به رشدی از کشورها سیستم های بر اساس مقیاس های متفاوت سودآوری یا درآمد را به طور موفقیت آمیزی به کار گرفته اند. بخش بزرگی از تفاوت بین سیستم بر اساس سود و درآمد، به تعاریف باز می گردد. یک سیستم صرفاً بر اساس سود با نگاه به عایدات ناشی از فروش یک معدن خاص، هزینه های مجاز مربوط به آن معدن را از این عایدات کسر می کند. یک سیستم بر اساس درآمد، عایدات را محدود به فروش محصولات نمی کند؛ بلکه سایر انواع درآمدها مانند فروش مایملک را نیز در نظر گرفته و ممکن است اجازه دهد عایدات برای تمام معادن پرداخت کننده مالیات توسط وی تجمیع شود. قوانینی که رویه های حقوق دولتی بر اساس سود و درآمد را وضع می کنند، معمولاً طولانی بوده و فهرستی از انواع عایداتی که به عنوان درآمد شناخته می شوند و هزینه های قابل کسر از درآمد را شامل می شود. چنین سیستم هایی در کشورهایی بیشتر متداول هستند که تعداد معادن زیاد بوده و اداره امور مالیات آنها خوب آموزش دیده و مجهز است.

سیستم های ترکیبی

روش های متعددی مفهوم سودآوری را با حقوق دولتی (بر اساس ارزش یا واحد) ترکیب می کنند. برای مثال، مقیاسی از سود می تواند محاسبه شود و بر اساس آن مقیاس (احتمالاً نسبتی از هزینه به درآمد حاصل از فروش، نرخ بازگشت یا نسبتی از قیمت واحد به قیمت مرجع) نرخ حقوق دولتی بر اساس ارزش تعدیل مثبت یا منفی می شود. در نتیجه این نوع سیستم، سود آوری را لحاظ کرده و معادن کم بهره را از معادن با سودآوری بالا متمایز می کند، در حالی­که جریان حقوق دولتی را برای تمام معادن حفظ می کند.

در یک سیستم ترکیبی دیگر، پرداخت کننده مالیات هر دو نوع حقوق دولتی (بر اساس ارزش و سود) را محاسبه کرده و سپس هر کدام بالاتر بود یا هر دو را می پردازد؛ اما در مورد دوم می تواند پرداخت بر اساس ارزش را در برابر بدهی حقوق دولتی بر اساس سود بپذیرد. در چنین سیستم هایی، حقوق دولتی بر اساس ارزش، به عنوان حداقل مالیات عمل می کند (مانند بریتیش کلمبیا و جمهوری دومینیکن).

رویکردهای حقوق دولتی

بیشتر رویکردهای ارزیابی حقوق دولتی در سه حوزه ذکر شده در بالا (بر اساس واحد، ارزش و سود یا درآمد) جا می گیرند. به علاوه، در هر سه گروه، روش های تخصصی متعددی وجود دارد که برای محاسبه مقدار حقوق دولتی قابل پرداخت، مورد استفاده قرار می گیرند. جدول 1 بعضی از روش های برقراری حقوق دولتی را فهرست کرده است. این جدول جامع و کامل نبوده و روش های دیگر نیز ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد. برخی از واژه های به کار رفته در این جدول، برای مثال ارزش خالص، به طور گسترده ای مورد استفاده هستند، اما بر اساس حوزه قضایی ممکن است معانی مختلفی داشته باشد.

جدول 1- مثال هایی از روش های محاسبه حقوق دولتی و اساس محاسبات آن

حقوق دولتی بر اساس واحد

  • واحد حجم
  • واحد وزن
  • پرداخت تدریجی پلکانی که با افزایش تعداد واحدهای محصول تولید شده، افزایش می یابد

حقوق دولتی بر اساس ارزش

اساس ارزش گذاری مواد معدنی

  • قیمت فروش ناخالص ثبت شده در صورتحساب
  • ارزش بازاری ناخالص
  • گواهی واحد ذوب و قیمت مرجع روزانه پیشنهادی بین المللی
  • تعیین ارزش محصول توسط مقامات دولتی
  • قیمت بین المللی بازار برای تعیین ارزش فلز محتوای موجود در کانسنگ در دهانه معدن
  • قیمت بین المللی بازار برای تعیین ارزش فلز در محصول فروخته شده
  • قیمت بین المللی بازار برای تعیین ارزش محتوای فلزی قابل بازیابی
  • انتشار قیمت بازاری توسط دولت
  • انتشار قیمت بازاری توسط وزیر
  • تعیین ارزش توسط کارشناس ارزیاب (الماس و سنگ های قیمتی)
  • ارزش خالص بازاری (تعدیل شده برای هزینه های غیر تولیدی مانند حمل و نقل، بیمه)
  • درآمد فروش ناخالص (تعدیل شده برای هزینه های ذوب و تصفیه و سایر هزینه های مرتبط)
  • بهترین قیمت در دسترس در یک بازه توافقی

نرخ حقوق دولتی

  • ثابت
  • متغیر با توجه به سطح سود
  • تغییر تدریجی بر اساس سطح تولید تجمعی سالانه
  • تغییر تدریجی بر اساس سطح فروش تجمعی سالانه

حقوق دولتی بر اساس سود یا درآمد

  • ارزش خالص (ارزش بازاری منهای هزینه های مجاز سرمایه گذاری و عملیاتی)
  • سود خالص (ارزش فروش منهای هزینه های مجاز سرمایه گذاری و عملیاتی)
  • درآمد خالص (درآمد منهای هزینه های مجاز سرمایه گذاری و عملیاتی)
 

 

محاسبات نمونه

در بخش های قبل، نمونه­ای از روش های مختلف ارزیابی حقوق دولتی مورد استفاده کشورها توصیف شد. در این مقوله تنوع زیاد است و حتی در یک روش واحد مانند حقوق دولتی بر اساس ارزش، مبنای مالیاتی ممکن است متغیر باشد. چگونه یک حقوق دولتی 2 درصدی از درآمد فروش ناخالص با 3 درصد ارزش بازاری بین المللی فلز محتوا مقایسه می شود؟ در این بخش، 9 نوع مختلف از محاسبات حقوق دولتی بر اساس واحد، ارزش و سود با استفاده از پول رایج آمریکا، به کمک مثال، ­توضیح داده شده است. همانطور که توضیح داده شد، نرخ و درصد حقوق دولتی از یک کشور به کشور دیگر و نیز در سطح کشور و حتی استانها نیز متفاوت است.

در این مثال ها، نرخ طوری محاسبه شده که در هر روش، 20 میلیون دلار حقوق دولتی حاصل شود. در این مثال ها، مبنای محاسبات، یک ذخیره فرضی نیکل با ویژگی های زیر است.

ذخیره معدن:

30,000,000 تن کانسنگ

ظرفیت کارخانه:

2,000,000 تن کانسنگ در سال

عیار میانگین:

85/2 درصد

بازیابی کارخانه:

85 درصد

بازیابی واحد ذوب:

97 درصد

قیمت محصول واحد ذوب:

12,500 دلار بر تن

یا 67/5 دلار در پوند

اضافه ارزش بازار بین المللی:

2 درصد اضافه ارزش به قیمت ذکر شده در هر پوند افزوده می‌شود

سرمایه گذاری ثابت:           

1 میلیارد دلار در طی 30 ماه

 

در زمان مقتضی، استهلاک 100 میلیونی برای دوره زمانی مورد بحث خواهد بود.

هزینه های جاری (به ازای یک تن کانسنگ)

استخراج   

60/7 دلار

فرآوری

20/11 دلار

بالاسری

20/17 دلار

حمل

00/4 دلار

 

هزینه های عملیاتی معادل 00/40 دلار در هر تن کانسنگ می باشد.

1) حقوق دولتی بر اساس واحد: یک مبلغ معین (19303/0 دلار بر پوند) برای هر پوند نیکل بازیابی شده از واحد ذوب تعیین شده، واحدها این­چنین محاسبه می شود:

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

×

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند نیکل

 

حقوق دولتی بر اساس واحد=

103,609,424 پوند × 19303/0 دلار بر پوند= 20,000,000 دلار

 2) حقوق دولتی بر اساس ارزش- درآمد ناخالص ضربدر درصد: به صورت درصدی از درآمد ناخالص ذوب یا تصفیه (در این مثال 4045/3درصد) فرض می شود. این حقوق دولتی همچنین می تواند به صورت درآمد ناخالص قبل از انجام هرگونه تعدیل برای حمل، بازاریابی و فروش و سایر هزینه ها توصیف شود.

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

 

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند نیکل × 67/5 دلار بر تن = 587,465,434 دلار

 

حقوق دولتی درآمد ناخالص=

 587,465,434 دلار × 4045/3درصد= 20,000,000 دلار

3) حقوق دولتی بر اساس ارزش- فلز محتوی کانسنگ در سر معدن، ارزش گذاری با قیمت مرجع بین المللی، ضربدر درصد: به صورت درصدی از ارزش نیکل محتوای کانسنگ (7519/2 درصد فرض می شود) ارزیابی شده، با توجه به میانگین بازیابی تعیین و برای اضافه ارزش بازار بین المللی تعدیل می شود.

2,000,000 تن

× 62/2,204 پوند بر تن

× 0285/0 پوند بر تن

125,663,340 پوند × 67/5 دلار بر پوند

× 02/1 اضافه ارزش = 726,761,361 دلار            

حقوق دولتی بر مبنای ارزش در درب معدن

726,761,361 × 7519/2 درصد = 20,000,000 دلار

 

5) حقوق دولتی بر اساس ارزش- محتوی فلز کنسانتره در کارخانه،‌ ارزش گذاری با قیمت مرجع بین المللی،‌ ضربدر درصد: ارزش فلز محتوا در کانسنگ بعد از تعدیل برای بازیابی کارخانه فرآوری و واحد ذوب و با فرض اینکه کالا با ارزش بازاری تعدیل شده برای حق العمل بازار بین المللی فروخته می شود محاسبه می گردد (درصد حقوق دولتی قابل اجرا 3373/3)‌.

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

×

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند × 67/5 دلار بر پوند × 02/1 حق­العمل بازار = 599,214,742 دلار

 

حقوق دولتی بر اساس ارزش فلز کنسانتره در کارخانه

599,214,742 دلار × 3377/3 درصد = 20,000,000 دلار

 

6) حقوق دولتی بر اساس ارزش- فروش ناخالص، منهای کرایه بارگیری و حمل، ضربدر درصد (درصد قابل اعمال حقوق دولتی 4515/3):

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

×

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند × 67/5 دلار بر پوند = 587,465,434 دلار (فروش ناخالص)

-

2,000,000 تن × 4 دلار بر تن کرایه حمل=8,000,000 هزینه حمل

 

مبنای حقوق دولتی= 579,465,434 دلار

 

فروش ناخالص:

579,465,434 دلار × 4515/3 درصد = 20,000,000 دلار

 

7)‌ حقوق دولتی بر اساس سود درصدی از فروش خالص، منهای هزینه های عملیاتی،‌ بارگیری و حمل:

سود عملیاتی شامل کسورات استخراج، فرآوری و هزینه های بالاسری است. همچنین شامل هزینه هایی مانند سود پرداختی، مالیات بر درآمد، مالیات محلی، تعرفه واردات و هزینه های احیا و نوتوانی زمین است.

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

×

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند × 67/5 دلار بر پوند = 587,465,434 دلار (فروش ناخالص)

-

2,000,000 تن × 4 دلار بر تن =8,000,000 دلار هزینه های حمل

-

2,000,000 تن × 36 دلار بر تن = 72,000,000 دلار هزینه های عملیاتی

 

پایه حقوق دولتی = 507,456,434 دلار

حقوق دولتی بر مبنای فروش ناخالص:

507,456,434 دلار ×9412/3 درصد = 20,000,000 دلار

 

 

8) حقوق دولتی بر اساس سود- درصدی از فروش ناخالص، منهای هزینه های سرمایه گذاری، هزینه های عملیاتی، حمل و بارگیری: سود عملیاتی شامل کسورات برای استخراج، فرآوری و هزینه های بالاسری است. همچنین شامل هزینه هایی مانند سود پرداختی، مالیات بر درآمد، مالیات محلی، تعرفه واردات و هزینه های احیا و نوتوانی زمین است. مبنای مالیاتی توسط کسورات مجاز غیر نقدی برای استهلاک دارایی های ملموس و غیر ملموس کاهش می یابد. برای این مثال، یک رقم سرجمع 100,000,000 دلاری برای پوشش دادن به کسورات غیر نقدی در نظر گرفته شده است (درصد قابل اعمال 9084/4).  

 

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

×

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند × 67/5 دلار بر پوند = 587,465,434 دلار (فروش ناخالص)

-

2,000,000 تن × 4 دلار بر تن =8,000,000 دلار هزینه های حمل

-

2,000,000 تن × 36 دلار بر تن = 72,000,000 دلار هزینه های عملیاتی

-

استهلاک مجاز = 100,000,000 دلار هزینه های سرمایه­ای

 

مبنای حقوق دولتی = 407,465,434 دلار

حقوق دولتی بر اساس فروش ناخالص (منهای حمل و بارگیری و هزینه های عملیاتی)

407,465,434 دلار × 9048/4 درصد = 20,000,000 دلار

 

 

9) حقوق دولتی بر اساس ارزش- درصدهای پلکانی ارزش فروش ناخالص:

در این روش بر اساس مقدار درآمد ناخالص یک ضریب پلکانی اعمال می گردد. اگر درآمد ناخالص کمتر از 100,000,000 دلار باشد، نرخ حقوق دولتی معادل 17/1 درصد اعمال می شود. اگر درآمد ناخالص بیشتر از 100,000,000 دلار و کمتر 20,0000,000 باشد، 5/1 درصد دیگر افزوده می شود (67/2 درصد) و اگر درآمد ناخالص به بیش از 20,0000,000 دلار برسد، 5/1 درصد دیگر نیز اضافه شده و به 17/4 درصد بالغ می شود.

 

2,000,000 تن

×

62/2204 پوند بر تن

×

0285/0 پوند بر تن

×

85/0 درصد بازیابی کارخانه

×

97/0 درصد بازیابی ذوب

 

103,609,424 پوند نیکل

 

حقوق دولتی بر اساس درآمد ناخالص

103,609,424 پوند × 67/5 دلار بر پوند = 587,456,434 دلار

 

محاسبه حقوق دولتی به شیوه پلکانی بر اساس درآمد ناخالص

 

100,000,000 دلار × 17/1 درصد = 1,170,458 دلار

100,000,000 دلار × 67/2 درصد = 2,670,458 دلار

587,456,434 دلار × 17/4 درصد = 16,159,048 دلار

 

مجموع مقیاس پلکانی = 20,000,000 دلار

 

 

جدول 2 نرخ های حقوق دولتی را که منجر به حقوق دولتی همسان برای 9 روش محاسبه توضیح داده شده در بالا به طور خلاصه نشان می دهد. همانطور که در جدول مشاهده می شود، تعریف مبنای حقوق دولتی برای فهمیدن نرخ حیاتی است. در زمان مقایسه نرخ حقوق دولتی در کشورهای مختلف، باید به این نکته دقت شود تا زمانی­که مبنای حقوق دولتی مشابه نباشد نباید نرخ ها مورد مقایسه قرار گیرند. در اینجا در محاسبات یک سال واحد برای تولید و فروش محصول منظور شده است. اگر قرار باشد محاسبات مشابه برای یک معدن در طول یک بازه زمانی صورت پذیرد،‌ تفاوت بین حقوق دولتی بر مبنای ارزش و سود، عمیق تر خواهد شد. به این مفهوم که به دلیل عدم پرداخت مالیات بر سود در سال های ابتدایی پروژه (یا پرداخت مبلغ ناچیز)، مالیات بر مبنای ارزش بالاتر است.

جدول 2- نرخ اعمال شده در انواع حقوق دولتی که منجر به محاسبه معادل 20 میلیون دلاری می شود

مبنای مالیات حقوق دولتی

نرخ (٪ مگر به صورت دیگری بیان شده باشد)

1)

19303/0 دلار به ازای هر پوند نیکل

2)

40/3

3)

75/2

4)

24/3

5)

34/3

6)

45/3

7)

94/3

8)

91/4

9)

17/4 67/2 17/1